سيد محمد كمره اى
212
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )
و نيم از شب به منزل مشير اكرم رفته ؛ خودش نبود . قدرى نزد شاهزاده قدس السلطنه نشسته ، صحبت از سختى اوضاع . تا ساعت دو و ربع از شب آنجا بودم . معتمد الدوله هم قدغن كرده بود به واسطه ناخوشى آقا زين العابدين معلم اميرزادهها كسى از منزل قدس السلطنه آنجا نرود . بعد بيرون آمده پياده از راه خيابان به خانه آمده ، شام چلو و قيمه و ماهى و نان تازه بقيه ناهار را خورده خوابيدم . [ امور روزانه ] دوشنبه نهم شعبان . - صبح بعد از چايى مشغول نوشتن بودم ، معاضد الوزاره كارپرداز مشهد با رفيع السلطان آمد . پرسيدم كه آقاى مشير نظام چهطور شد تشريف نياوردند ؟ گفت چون مأموريت زنجان را به ايشان دادهاند ، براى ترتيب بعضى كارهايش مشغول بود . بعد از ساعتى صحبت آنها رفته ، من هم به واسطه بعضى كارها بيرون آمده حجره تومانيانس رفته بيجك سيصد و هفتاد و پنج تومانى يمين الملك را گرفته به حجره حاج ميرزا على صراف رفته ، وجه را به او داده ، قبض به اسم خودم گرفته ، بعد به عدليه رفته كه دوسيه آقا شيخ محمد تقى را در خصوص وكالت صارم همايون ببينم كه از دست من كه عارض شده و حق الوكاله را از من مىخواهد . ببينم وكالت را از طرف من اصالت داشته يا وكالت صارم همايون را به او واگذار نمودهام . چون دوشنبه بود دواير بسته بودند . عمليات مستعان و قريه خالصه مازندران بعد نزديك ناهار به دايره محاكمات ماليه رفته با آقاى مشير اكرم قدرى صحبت و مقصود تفتيش از محاكم مستعان بابت قريه مازندران كه از دولت گرفته بود . گفت تفصيل اين است كه قريه داراب كلاء مازندران را از قديم شاهزاده محسن ميرزا نامى تيول كرده بود و در سنه سيصد و هيجده از مظفر الدين شاه چون خالصه بود خريد و فرمان صادر كرد . بعد از يكى دو سال مستعان الملك در آن زمان در اداره خازن اقدس بود و با يكى از دو نفر از متنفذين مازندران همدست شده و آمدند يك نوشته اظهار داشتند كه اين قريه مال شيخ محمد مقدس بوده و به شبهه خالصه قلمداد كردهاند و به توسط خازن اقدس حكم از شاه صادر نمودند كه قريه داراب كلاء را به ورثه شيخ محمد مقدس بدهند . بعد فرمان صحيح از مظفر الدين شاه مىگيرند